الشيخ نجم الدين الطبسي ( مترجم : ابهرى ، معزى ، رمضانى )

158

موارد السجن في النصوص والفتاوى ( حقوق زندانى و موارد زندان در اسلام ) ( فارسى )

قال : غفر اللّه لك يا رسول اللّه ! فقال رسول اللّه : و لك ، و قتلك في سبيله . قال : فقتل يوم اليمامة ؛ « 1 » عراك بن مالك گفت : دو تن از بنى غفار آمدند و در ضجنان از آب‌هاى مدينه منزل كردند . در آنجا مردمى از غطفان بودند كه شتران بارى داشتند . صبح كه شد غطفانيان يك جفت از شترانشان را گم كردند و آن دو غفارى را متهم ساختند . آنان را نزد پيامبر آورده و جريان را گفتند . پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - يكى از ايشان را بازداشت كرد و به ديگرى گفت : برو بگرد ؛ او رفت و چيزى نگذشت كه شتران را آورد . پيامبر به يكى از دو غفارى - به گمانم به آن يكى كه پيش او زندانى بود - گفت : براى من آمرزش بطلب . وى گفت : خدا تو را ببخشد اى رسول خدا ! پيامبر گفت : و تو را [ ببخشد ] و تو را در راه خودش به شهادت برساند . راوى گفت : وى در جنگ يمامه شهيد شد . 2 . حدّثنا عبد الوهاب بن نجدة ، ثنا بقية ، ثنا صفوان ، ثنا أزهر بن عبد اللّه الحرازي : إنّ قوما من الكلاعيين سرق لهم متاع فاتّهموا أناسا من الحاكة ، فأتوا النعمان بن بشير صاحب النبي صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فحبسهم أياما ثم خلّى سبيلهم ، فأتوا النعمان ، فقالوا : خلّيت سبيلهم به غير ضرب و لا امتحان ؟ ! فقال النعمان : ما شئتم ؛ إن شئتم أن أضربهم ، فإن خرج متاعكم فذاك ، و إلّا أخذت من ظهوركم مثل ما أخذت من ظهورهم . فقالوا : هذا حكمك ؟ فقال : هذا حكم اللّه و حكم رسوله . قال أبو داود : إنّما أرهبهم بهذا القول ، أي : لا يجب الضرب إلّا بعد الاعتراف ؛ « 2 » جنسى از عده‌اى كلاعى از كلاعيان دزديده شد و آنان ، عده‌اى از بافندگان را متهم كردند و نزد نعمان بن بشير از اصحاب پيامبر - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم - شكايت آوردند . نعمان چند روز ايشان را حبس كرد و آن‌گاه آزادشان ساخت . كلاعيان نزد نعمان آمدند و گفتند : بدون ضرب و امتحان ، آنان را آزاد كردى ؟ ! نعمان گفت : چه مىخواهيد ؟ مىخواهيد آنان را بزنم اگر اموال دزديده‌شدهء شما پيدا شد كه شد و گرنه همان كارى كه با آن‌ها كردم با شما هم مىكنم . گفتند : داورى تو اين است ؟ گفت : اين داورى خدا و داورى رسول خداست . ابو داوود گويد : با اين سخن آنان را ترسانيد و خواست بگويد : زدن پس از اعتراف ، واجب است .

--> ( 1 ) . مصنّف عبد الرزاق ، ج 10 ، ص 217 ، ح 18892 - 18893 . ( 2 ) . سنن ابى داوود ، ج 4 ، ص 135 ، ح 4382 ؛ نك : مسند احمد ، ج 5 ، ص 2 ؛ سنن نسائى ، ج 8 ، ص 66 ؛ انصاف ، ج 11 ، ص 260 .